تبليغاتX
به نام تک سوار جاده تنهایی
به نام تک سوار جاده تنهایی
ای کاش میدونستم که دروغن همه حرفاش
18 Sep 2007

معنی دوستت دارم یعنی چه؟

 

) د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام
می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند  .

 

( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخش .

 

 ( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .


)
 ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم  .

 
)
 ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.


)
 د  : (  دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام  .


( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .


 )
ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .


)
 م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی .

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

18 Sep 2007

ندانستم......

ندانستم که من کیستم.......

ولی دانستم تو کی هستی........

ندانستم که عاشق کیست...

 ولی دانستم عشق چیست.......

احساس نکردم شب روز میگذرد...

ولی احساس  کردم تویی که میگذری...

چشمانم به روشنایی جوابی نمی گفت.....

چشمانم  تو را جواب گفت....

دست هایم را باز خواهم گذاشت تا تورا در آغوش بگیرم....

قلبم را خواهم بست تا هیچ کس دیگری وارد آن نشود....

چشمانم را خواهم بست تا  تصویری غیر از تو در آن نقش نگیرد....

زبانم را خواهم بست تا بستن در های بسته را نگوییم....

گوش هایم را خواهم بست تا صدای عشق از ان بیرون نرود...

نگاهم را باز خواهم گذاشت تا عشق را همیشه ببینم...

احساس نکردم تکه آینه عشق در قلبم فرو رفت....

احساس نکردم سم عشق وجودم را فرا گرفت.....

احساس نکردم روزی خواهم شکست.....

روزی خواهم گریست...

روزی خواهم رفت  به آن طرف آینه....

آینه ای که تکه اش در قلبم است...

و نور زندگی من ...

و توان زندگی ام...

ندانستم زمستان کی گذشت...

ندانستم بهار آمد....

ندانستم بهار هم دارد می رود...

فقط دانستم این ما هستیم که مانده ایم و گذشتن ها رو تماشا میکنیم...

تماشا میکنیم و برای روزهای که بر نمی گردند اشک میریزیم......

ندانستم زندگی چیست.....بلکه دانستم زندگی کردن چیست...

ندانستم دستانم به هم  میرسند.... دانستم دستانم به تو نمی رسند....

نگاهم تورا نخواهد دید.....قلبم تورا خواهد دید....

بعد از همه ندانسته هایم....

دانستم که  دوست داشتن تو است که تا آخر عمر خواهد ماند....و من دوست دار تو...

و دانستم که عشقم برای تو است......و من عشق تو....

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

11 May 2007
salam  khob hastid  chand faghate nemitonestam up konam be ye nevisande niaz daram  ba sharaiete zire

senesh hadeaghal 14 hade aksar 17

dorozi ya serozi ye bar up kone

mesle khodam shekaste eshghi khorde bashe

mehrabon bashe

be in id pm bedid my id:arminassale

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

11 May 2007
دل من چشم به در دوخته بود
با خود عشق در آميخته بود
چون ترا ديد دلم ، فكر نكن
برگزيد از دم اول دل تو
روي تو آتش سرخي برافروخته بود
دل من غافل از اين عشق نبود
همه عمر دلم سوخته بود !
گر چه دير آمدي از دور ولي
دور شد عاقبت از من دل تو
سر بي مهر و دل غافل تو
من دگر ماندم و يك آتش ناب
شب تنهايي ، سكوت و اضطراب
يك سؤال از روز اول داشتم
اين نگاه شعله افكن آتش يك عشق بود؟
يا كه باطل بذر عشقي كاشتم؟!
تو كه رفتي حيف ! انديشه هايم سوختند
قفل خاموشي به لبهاي دل من دوختند
من كه گفتم من نبودم روز اول در پيت
اين تو بودي كه سؤالي داشتي در چهره ات
عشق هم اكنون خيالي باطل است
واژه ديگر اضطراب اين دل است
عاشقي هم فرصتي بود و گذشت
دل خوشي ديگر نمي آيد بدست ....
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

4 Feb 2007
 اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم


    اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم  
  
  ا گه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

    اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

    اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
  
  اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم

   اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

    اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني

    ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟

   ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال؟

   ميشي برام ماه شباي بي سحر؟

   ميشي برام ستاره ي راه سفر؟
 
  ولي بدون هرجا باشي    يا  نباشي مال منی
 
  بدون اگه براي من هم   نباشي  عشمنی
 
   براي سعادتت شبا  شعرامو من داد ميزنم
 
  براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

4 Feb 2007
بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

3 Feb 2007
گفتم غم تو دارم/گفتا غمت سرآید

                                                    گفتم که ماه من شو/گفتا اگر بر آید

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

3 Feb 2007
salam  man dobare omadam in chand vaght kare dashtam

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

4 Dec 2006

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم تونیز به من آموختی چگونه دوستت بدارم اما به من نیا موختی چگونه فراموشت کنم

........................................................................

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

4 Dec 2006

هرگز دستی را نگير وقتی قصد شکستن قلبشو داری !

 

 هرگز نگوبرای هميشه وقتی می دونی جدا ميشی!

 

 هرگز نگو دوست داری وقتی به آن اهميت نميدی!

 

 در باره احساست حرفی نزن اگه واقعاً وجود نداره !

 

 هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری !

 

 هرگز سلامی نده وقتی می دونی خداحافظی در پيشه !

 

 هرگز نگو عاشقی وقتی نمی دونی عشق چيه !

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

17 Nov 2006
روز اول پيش خود گفتم
ديگرش هرگز نخواهم ديد
روز دوم باز ميگفتم
ليك با اندوه و با ترديد .
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پيمان خود بودم
ظلمت زندان مرا ميكشت
باز زندانبان خود بودم .
آن من ديوانه عاصي
در درونم هاي و هو مي كرد
مشت بر ديوارها ميكوفت
روزني را جستجو مي كرد .
در درونم راه ميپيمود
همچو روحي در شبستاني
بر درونم سايه مي افكند
همچو ابري بر بياباني .
مي شنيدم نيمه شب در خواب
هاي هاي گريه هايش را
در صدايم گوش ميكردم
درد سيال صدايش را .
شرمگين مي خواندمش بر خويش
از چه رو بيهوده گرياني
در ميان گريه مي ناليد
دوستش دارم نمي داني .
بانگ او آن بانگ لرزان بود
كز جهاني دور بر ميخاست
ليك درمن تا كه مي پيچيد
مرده اي از گور بر مي خاست .
مرده اي كز پيكرش مي ريخت
عطر شور انگيز شب بوها
قلب من در سينه مي لرزيد
مثل قلب بچه آهو ها .
در سياهي پيش مي آمد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزديكتر ميشد
ورطه تاريك لذت بود .
مي نشستم خسته در بستر
خيره در چشمان روياها
زورق انديشه ام آرام
مي گذشت از مرز دنيا ها .
باز تصويري غبار آلود
زان شب كوچك ، شب ميعاد
زان اطاق ساكت سرشار
از سعادت هاي بي بنياد .
در سياهي دستهاي من
مي شكفت از حس دستانش
شكل سرگرداني من بود
بوي غم مي داد چشمانش .
ريشه هامان در سياهي ها
قلب هامان ميوه هاي نور
يكديگر را سير ميكرديم
با بهار باغهاي دور .
مي نشستم خسته در بستر
خيره در چشمان رويا ها
زورق انديشه ام آرام
ميگذشت از مرز دنيا ها .
روزها رفتند و من ديگر
خود نميدانم كدامينم
آن من مغرور سر سختم ،
يا من مغلوب ديرينم ؟
بگذرم گر از سر پيمان
ميكشد اين غم دگر بارم
مي نشينم شايد او آيد
عاقبت روزي به ديدارم


نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

17 Nov 2006

شب مهتابه و چشمام بازم از یاد تو خیسه

دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو می نویسه

کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی آرزوهات بود

یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود

آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره

شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره

رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود

حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود

سهم چشمای تو بودن توی دنیا هرچی داشتم

واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم

یه دروغ ساده اما قصه ی مارو بهم زد

سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد

تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه ی دردم

سخته اما باورش کن من دیگه بر نمی گردم

اما یادت باشه حرفا مث گوله های برفن

خیلیا قربونیای بی گناه دو تا حرفن

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

17 Nov 2006
اینجا سرای چشمان خسته است
پلکها خمیازه می کشند
حتی خمیازه ها نیز عصا به دست راه میروند...
آه که اینجا کمر تنهایی اشک نیز خم شده است
وای که اینجا....
حتی سلام باران نیز تکراریست....
یک نفر
یک نفر دلتنگ است
یک نفر می گرید
یک نفر سخت دلش بارانی است
یک نفردر گلوی خویش ٬بغض خیسی دارد
بغض کالی دارد...
یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال...
اینجا سرای عشق بی همتای ماست
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

15 Nov 2006
mikham bebinam shoma ba pabarja bodan weblog moafeghid ya na age nazarate manfi be hade nesab berese hazv mikonam albate ghabl az be hade nesab residan nazarate mosbat

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

12 Nov 2006
طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
                                 حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه

هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
                              عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه

عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
                              چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره

کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
                          غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک


   چاکر هرچي بامرام , مخلص هرچي با وفا
                             در به درو هلاک يک همدم پاک و با صفا

خلاصه اينکه نازنين گذشته هارو بي خيال
                              پرواز رو عشق با وفا حتي بدون پرو بال
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
                                                     
 
 
اون کیه؟ هر کی شناختش

همه دنیا مال اونه

فقط اینو می دونم که

مث عشق مث جونه

 
تو چشمش چیزی داره که نمی شه نگاش نکرد
نمیشه که گریه ها برای خنده ها ش نکرد
اسمشو نمی دونم اما می دونم نمی شه
که روزی هزار دفه از دل جون صداش نکرد

اون کیه دستاش تو دستای بسته م می ذاره
اون کیه سر به سر دل شکستم میذاره
اون کیه همیشه وقتی که به بن بست می رسم
به راه تاز ه پیش پاهای خسته م می ذاره
اون کیه؟ هر کسی شناختش
همه دنیا مال اونه
فقط اینو می دونم که
مث عشق مث جونه

 

خدایا تو بگو من چطور فقط عاشق توباشم
بگو چطور اسیر این دنیای مادی نشم
 
از عشق تو دم میزنم ولی هزاران بار دور ازتو هستم
عاشق تو خودش را درگیر دنیا نمی کنه
 
عاشق تو فقط تورا می بینه وابسته به قراردادهای دنیایی نیست عاشق تو
از نارسایی های مادی غمگین نیست  ،
 
تورا دارد و بس و سیراب سیراب ازهمه چیز
اخه من کجا اینچنینم
 
دوست دارم تورا ،دوست دارم عاشق واقعی باشم 
 
 
 
 دم از عشق تو می زنم
 
ولی همچنان سرگردانم اسیر مسائل مادیهستم
ولی تا یه مشکلی پیش میاد کم میارم 
کسی نیست
 کمک کنه ؟
 
احسای تنهای
میکنم
 تو کس بی کسونی تو همه کس منی
دیگه احتیاج به هیچ کس ندارم وبس
 
 
 تنها تو حقیقتی هر چیزی غیر از تو
 
 عاری از حقیقته

ای خدا فقط تو هستی

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
توي يكي از اين هزار شب وقتي سرت رو بلند ميكني مي بيني بين ميليونها

ستاره يكي از اون ستاره هاي خيلي قشنگ و فروزان نظرت رو به
خودش جلب مي كنه.
بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند مي كني و اون ستاره رو اونقدر تماشا
مي كني تا بالاخره به خواب مي ري.
اما يك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند ميكني ديگه هيچ اثري از
اون ستاره نيست
اون موقعي است كه تموم غماي دنيا
هري ميريزه تو دلت.
بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نمي كني.
تا بالاخره بعد از مدتها مي فهمي با رفتن اون ستاره باز هم زنده اي..
باز هم زندگي مي كني..نفس مي كشي و
دنياي پيرامونت هنوز وجود داره.پس دليلي نداره كه نخواي به اون ميليونها ميليون
ستاره ديگه نگاه نكني.
بعد از اون تصميم هر شب مي ري و يكي از اون ستا ره هاي خيلي
قشنگ رو تماشا ميكني و باز هم يه شب مي ري و
ميبيني اثري از اون ستاره نيست.
اما ديگه مثل دفعه قبل نا اميد نمي شي و باز مي ري سراغ
يه ستاره زيباي ديگه
همشون مي رن تا اينكه نوبت مي رسه به آخرين ستاره اي
كه توي آسمون وجود داره.
اما آخرين ستاره هرگز از بين نمي ره...چون تو با نهايت وجود دوستش داري
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
"گر چه گلچین نگذارد که گلی باز شود
تو بخوان مرغ چمن بلکه دلی باز شود"
 امروز یکی دیگر از یادگاران ایام تلخ (و در عوض سازنده) تنهائی را برای عزیزان دلم روایت میکنم. چرا که کمتر عزیزی بین شما هست که با این طوفان شن برخورد نکرده باشد.امیدوارم روزی برسد که این واژه جانسوز بر زبان دل هیچ کس جاری نشود
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
در زندگي زخمهايي است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و ميتراشد . اين دردها را نمي شود به کسي اظهار کرد ، چون عموماْ عادت دارند که اين اين دردهاي باور نکردني را جزو اتفاقات و پيش آمدهاي نادر وعجيب بشمارند و اگر کسي بگويد يا بنويسد ، مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقي بکنند .
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
lotfan nazare bezarid daram divone misham natarsid nemimirid

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
به كسي كه حرف راست مي زند ، اسب هديه برهيد ( تا پس از گفتن حقيقت به كمك اسب فرار كند ) .
 بعضي ها ، هم پاي زندگي بزرگ مي شوند و بعضي به پاي آن مي ميرند .
 بعضي ها را از سر راه بر مي دارند و بعضي را راه مي گذارند .
 حتي اگر ماه ا هم طلوع نكند ،نمي درخشد .
 
يكي مي گفت : براي مردن ، نياز به تشريفات آنچناني نيست . كافي است فقط نفس نكشيد .
 يكي مي گفت : مرگ را غنيمت بدانيد تا به دشواري زندگي نكنيد .
 مرگ و زندگي سر همه چيز مشكل دارند ، به جز مرگ و زندگي
 يكي مي گفت : مرگ و زندگي دو مقوله است در يك مقاله !
 مرگ ، شلاق حوادث است ولي افسوس كه بيدار كننده نيست .
 در زندگي ، حل مسالهء بودن و نبودن به عهده مرگ است .
 مرگ ، پوزخند زدن به خورشيد از قعر چاه است .
 مرگ مامور اجراي ? قانون ? طبيعت است .
 لپ مطلب زمدگي مرگ است .
 مرگ ستايش آخر زندگي است .
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
اشکم ولی به پای عزيزان چکيده ام
خارم ولی به سايه گل آرميده ام
 
با رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
هم چون بنفشه سر به گريبان کشيده ام
 
چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام
چون اشک در قفای تو با سر دويده ام
 
من جلوه شباب نديدهم  به  عمر خويش
از ديگران حديث  جوانی شنيدام
 
از جام عافيت  می  ناب  نخورده ام
وز  شاخ آرزو گل عيشی نچيده ام
 
موی سپيد را  فلک  رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
 
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده منم که از همه عالم بريده ام
 
گر می گريزم از مردمان رهی                   عيبم مکن که آهوی مردم نديده ام

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت،گاز اشک آور بیاندازیم
بیا با خود بیاندیشیم
اگریک روز تمام جاده های عشق را بستند؛
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید؛
اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد؛
اگر یک شب شقایق مرد؛
تکلیف دل ما چیست؟
و من احساس سرخی می کنم چندیست
و من از چند شبنم پیش در خوابم
نزول عشق را دیدم
چرا بعضی برای عشق،دلهاشان نمی لرزد؟
چرا بعضی نمی دانند که این دنیا
به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست؟
و گویی میوه اخلاصشان کال است
چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست؟
چرا در اقتصادِ راکدِ احساسِ این مکاره بازاران
صداقت نیز دلالیست؟
 
http://img.majidonline.com/pic/14619/tanha.jpg
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

27 Oct 2006
به نام او كه جدايي را آفريد تا قدر يكديگر بيشتر بدانيم

   از عمر، چون غروب، زماني نمانده است


 وز جور ِ‌ شام تيره اماني نمانده است


چون شبنم خيال به گلبرگ ياد ِ يار


 از ما نشانه دير زماني نمانده است


 بوديم يك فغان و خموشي مزار ماست


جز لحظه يي طنين فغاني نمانده است

 


                     از ما به جز نسيم، كه برگ شكوفه برد
در كوي عشق، نامه رساني نمانده است


شمعيم پاك سوخته در بزم عاشقي


تا ماجرا كنيم، زباني نمانده است
آغوش ِ گلشنيم كه بعد از بهارها
 در ما به جز دريغ ِ خزاني نمانده است
بس فرش سبزه بافت بهار ِ دلم كزو
در مهرگاه عمر نشاني نمانده است


 بر توسنِ نسيم روانيم همچو عطر
 تا باز ايستيم عناني نمانده است
سيمين! شراب شعر تو بس مست مي كند؛
 در ما به يك پياله تواني نمانده است.
  شايد يه روز!!!؟؟؟ 

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

کابوس نقره ای 22 Oct 2006
من به یک هراس نقره ای همیشه
طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته
سوار سفید پوش قصه های ناگهان کسی خواهم شد
من به
آخرین سطر نا نوشته هایم می اندیشم
به جایی که این همه وازه با یک نقطه عاقبت غروب می کند
 
شب نقره ای
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

20 Oct 2006

زمان به من آموخت

 

زمان به من آموخت

دست دادن ، معنی رفاقت نیست

بوسیدن ، قول ماندن نیست

و عشق ورزیدن ، ضمانت تنها نشدن نیست

 

و در پایان

 

یادمان باشد

اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

19 Oct 2006

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

19 Oct 2006

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

19 Oct 2006
نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

11 Oct 2006

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

نوشته شده توسط آرمین | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: آرمین & Designer: Hessam Sedaghati
ای کاش میدونستم که دروغن همه حرفاش

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com
من

دوست دارم با

تا

ثبت نام تغيير مشخصات خود

گرفت کد براي استفاده در وب سايت

Starfield